آراد یکی از پسرای ناف خوشگل محلمون بود باخیلی ها رفیق بود
یکی از دختراى همسایمون ک واقعا دختر سرو ساده و خوشگل و خوبی بود عاشقش شد
حتی دوستای آراد بهش میگفتن بیخیال این دختر... ولی
روزی که سوگل باگریه جریان و گفت از آراد متنفرشدم
چند وقت بعدهم از اون محل رفتن...
چند سال بعد آراد رو دیدم با اینکه سنی نداشت اما موهاش سفیدشده بود!!
میگفت ازدواج کردم خدا یه دختر بهم داد...
هفت سالش بود ک دزدیدنش و جنازشو بهمون دادن
هفت نفربهش تجاوز کرده بودن یادم اومد با هفت تا دختر دست نخورده خوابیدم وقتی توی پزشک قانونی لبهای کبود دخترمو دیدم به این فک کردم چقدر لباش شبیه سوگل بود..
سوگل کجاس؟!؟!
گفتم شاید بالاتر از قبر دخترت پیداش کنی هفت سال پیش خودش رو کشت....
نکن...
پس فردا بابا میشی -توحساب باش